السيد الخميني
30
دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )
در فقه هم اين مسأله هست كه اگر چنانچه « بِسْمِ اللَّهِ » * را براى يك سورهاى گفتند ، بخواهند يك سورهء ديگر بخوانند كافى نيست ؛ بايد « بِسْمِ اللَّهِ » * را دوباره بگويند « 1 » . اين هم مناسب با همين معناست كه اين « بِسْمِ اللَّهِ » * با آن « بِسْمِ اللَّهِ » * فرق مىكند . اگر « بِسْمِ اللَّهِ » * ها اينطور باشد كه در همه جا يك معنا داشته باشد ، ديگر « بِسْمِ اللَّهِ » * اين سوره و آن سورهء ديگر با هم تفاوتى ندارد ، چنانچه بعضى مىگويند [ بِسْمِ اللَّهِ ] * اصلًا جزو سوره نيست الّا در حمد ، و من باب تبرّك ذكر شده است ؛ و اين صحيح هم نيست « 2 » . [ احتمال اول : بنابر آنكه الحمد استغراق باشد ] حالا در اين صورت كه « بِسْمِ اللَّهِ » * در حمد - حالا ما در حمد هستيم - راجع به متعلّق اينجار و مجرور : يك احتمال اين بود كه « الحمد » تمام مصاديق حمد
--> ( 1 ) - ر . ك : العروة الوثقى ، ج 1 ، ص 647 ، مسألة 11 . ( 2 ) - « اقوال در پيرامون « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » مختلف است ، مهمترين آنها چنين است : اول : گروهى معتقدند كه اين نه آيهاى از سورهء حمد است و نه هيچيك از ديگر سورههاى قرآن . دوم : عدّهاى قائلند آيهاى از اوّل سورهء حمد و ديگر سورههاست ، و هر كس آن را ترك كند 113 آيه از قرآن را رها كرده است . سوّم : عدهاى آن را آيهء اوّل سورهء حمد مىدانند ، ولى جزء ديگر سورهها نمىشناسند . چهارم : عدهّاى آن را آيهء اوّل سورهء حمد مىدانند و در ديگر سورهها آن را جزء آيهء اوّل مىشمرند بدين معنا كهبسم اللَّه الرحمن الرحيم با عبارت پس از خود يك آيه مىشود » . ( براى اطلاع از اختلافات در مسألهء « بسم اللَّه » و تعلّق آن به سورهء حمد و ساير سور قرآن ر . ك : الخلاف ، ج 1 ، ص 328 ، مسألهء 82 ؛ الكشّاف ، ج 1 ، ص 1 ؛ التفسير الكبير ، ج 1 ، ص 195 ؛ الجامع لأحكام القرآن ، ج 1 ، ص 92 )